جمعه بیست و هفتم اسفند ۱۳۸۹
سلام دوستان

با عرض سلام و فرا رسیدن سال نو بهتون تبریک میگم

اومدم بگم که بعد سالها دوباره اومدم

اومیدوارم همراهیم کنین

دوستتون دارم.

*

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:57  توسط مسعود  | 

***

جمعه بیست و هفتم مهر ۱۳۸۶

*

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 13:30  توسط مسعود  | 

***

جمعه سی ام شهریور ۱۳۸۶

*

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:22  توسط مسعود  | 

***

شنبه بیست و هفتم مرداد ۱۳۸۶

*

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:1  توسط مسعود  | 

***

شنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۸۶

           

خیلی شيرينه وقتی بدونی کسی هست که با

ياد اون تمام لحظه های زندگيتو سپری می کنی.......

خيلی شيرينه وقتی بدونی تو این دنيا کسی

هست که برای تو هست و تو هم برای اونی............

خيلی شيرينه که بدونی يکی هست تو اين دنيا

که دوستت داره و ميگه تا آخرش با هات هستم........خيلی شيرينه که



عاشق باشی.........

 

......اونم عاشق يه فرشته....

 
 
*

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 1:11  توسط مسعود  | 

***

سه شنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۸۶
*

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 3:0  توسط مسعود  | 

***

دوشنبه دهم اردیبهشت ۱۳۸۶
 چشم من میل غریبی واسه گریه داره امشب

                                                      از در و دیوار خونه بی تو غم می باره امشب

 نامه های عاشقونه همدم اشکای سردم

                                                      نیستی اما من هنوزم دنبال چشات می گردم

 غم و غصه یه دنیا توی قلبم پا می ذاره

                                                      وقتی که تو خاطراتت پرسه می زنم دوباره

 با صدای هق هق من می شکنه سکوت

                                                   به جز این اشکای حسرت هیشکی با من نمی مونه

 توی هر قطره ی اشکم می بینم از تو نشونی

                                                  اشکا فریاد می زنن کاش بیای پیشم بمونی

 رفتی اما توی اشکام تو همیشه موندگاری

                                                  همین اشکا مونده از تو واسه من یادگاری

                  

*

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 1:18  توسط مسعود  | 

***

پنجشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۸۵
سلام دوستان عزيز من مدتي نميتونم اپ كنم

يه مشكلي پيش اومده كه فعلا نميتونم بيام

عزيزانم منتظرم باشيد

حتما ميام

دلم براتون تنگ ميشه

*

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 12:43  توسط مسعود  | 

***

یکشنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۸۵
del

دل من یه روز به دریا زد ورفت...

پشت پا به رسم دنیا زد و رفت

زنده ها خیلی براش کهنه بودن...

خودشو تو مرده ها جا زد و رفت

هوای تازه دلش می خواست ....

ولی آخرش تو غبارا زد و رفت

دنبال کلید خوشبختی می گشت...

خودشم قفلی روی فقلا زد و رفت

*

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 1:33  توسط مسعود  | 

***

شنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۸۵

  • يادمون باشه که هيچکس رو اميدوار نکنيم بعد يکدفعه رهاش کنيم چون خرد ميشه ميشکنه و آهسته ميميره . يادمون باشه که قلبمون رو هميشه لطيف نگه داريم تا کسي که به ما تکيه کرده سرش درد نگيره يادمون باشه قولي رو که به کسي ميديم عمل کنيم . يادمون باشه هيچوقت کسي رو بيشتر از چند روز چشم به راه نذاريم چون امکان داره زياد نتونه طاقت بياره . يادمون باشه اگه کسي دوستمون داشت بهش نگيم برو نميخوام ببينمت چون زندگيش رو ازش ميگيريم
*

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:5  توسط مسعود  | 

***

یکشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۸۵
 

 

تو همسفر طلائی خورشیدی

 

یک باغ پر از ستاره ی امیدی

 

ای کاش در آن زمان که زود می رفتی

 

از غربت انتظار می پرسیدی که

 دوستت دارم

*

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:43  توسط مسعود  | 

***

چهارشنبه یازدهم بهمن ۱۳۸۵

زيباترين حرفت را بگو… شكنجه ي پنهان سكوتت را آشكاره كن

و هراس مدار از آنكه بگويند ترانه ئي بيهوده مي خوانيد.

  چرا كه ترانه ي ما ترانه ي بيهودگي نيست

چرا كه عشق حرفي بيهوده نيست

حتي بگذار آفتاب نيز برنيايد به خاطر فرداي ما اگر بر ماش منتي است،

چرا كه عشق، خود فرداست خود هميشه است…!!!

*

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 1:0  توسط مسعود  | 

***

دوشنبه نهم بهمن ۱۳۸۵

وقتی که خوابی نیمه شب تو را نگاه می کنم

زیباییت را با بهار، گاه اشتباه می کنم

از شرم سر انگشت من، پیشانیت تر می شود

                             عطر تنت می پیچد ودنیا معطر می شود      

                             گیسوت تابی می خورد، می لغزد از بازوی تو          

                             از شانه جاری می شود، چون آبشاری موی تو   

چون برگ گل در بسترت، می گسترانی بوی خود

من را نوازش می کنی، بر مهربان زانوی خود

آسیمه می خیزم زخواب، تو نیستی اما دگر

                             ای عشق من بی من کجا، تنها نرو من را ببر

                            من بی تو می میرم نرو، من بی تو می میرم بمان     

                           با من بمان زین پس دگر، هر چه تو می گویی همان

در خواب آخر عشق من، در برگ گل پیچیدمت

می خوابم ای زیباترین، در خواب شاید دیدمت

می خوابم ای زیباترین در خواب شاید دیدمت

*

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 23:37  توسط مسعود  | 

***

جمعه ششم بهمن ۱۳۸۵
وقتي خدا پنجره عشق رو باز كرد منو ديد ازم پرسيد:امروز چه ارزويي داري؟ گفتم:خدايا!هميشه مواظب كسي باش كه به اين وبلاگ سر مي زند....

*

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:53  توسط مسعود  | 

***

یکشنبه یکم بهمن ۱۳۸۵

Image hosting by TinyPic  درد و نفرین به سفر باد که منو از تو جدا کردImage hosting by TinyPic
  Image hosting by TinyPic  تو رو اون گوشه دنیا منو این طرف رها کردImage hosting by TinyPic
  Image hosting by TinyPic   تو رو داشتم ارزومه زندگی بی  تو حرومهImage hosting by TinyPic
 Image hosting by TinyPic نقش اون چشمای معصوم لحظه لحظه روبرومهImage hosting by TinyPic
   Image hosting by TinyPic  بعد تو کسی نیومد بتونه جاتو بگیرهImage hosting by TinyPic
Image hosting by TinyPic   که بخاطرش بمیرم که بخاطرم بمیره....؟Image hosting by TinyPic

*

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:3  توسط مسعود  | 

***

شنبه سی ام دی ۱۳۸۵
خالقم پروردگارم

به لحظه هاي تنهاييم با تو قسم

به اشكهاي پنهاييم قسم

اگر براي يك لحظه نگاهت را از من برداشتی

به خودت قسم آن لحظه. لحظه نابودي من خواهد بود

چرا كه من در با تو بودن نابودي نديدم

خدايا حتي يك لحضه مرا بي خود رها مكن
*

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:29  توسط مسعود  | 

***

جمعه بیست و نهم دی ۱۳۸۵
*

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 23:21  توسط مسعود  | 

***

یکشنبه بیست و چهارم دی ۱۳۸۵

   

     اگه بری از پیشم من فقط نگات میکنم  

 تعجب نکن که چرا گریه نمی کنم!!
 
 بی تو یک عمر فرصت برای گریستن دارم ......
 
اما برای تماشای تو همین یک لحظه باقیست .....!!!!
 
*

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 1:2  توسط مسعود  | 

***

یکشنبه بیست و چهارم دی ۱۳۸۵

اي دلِ تنها چيه؟ چشم انتظاري
با يه لحظه، يه دم آروم نداري
مثل زمستون تو حسرتِ بهاري

بازم عشق تو خيمه زد رو خونم
بازم ياد تو آتيش زد به آشيونم
بازم بي تو بايد تنها بمونم

بيا سکوت لبهات هنوز حرمت خونه ست
پرنده دل من هنوز بي آشيونه ست
بيا پر از اميده هنوز اين دل خسته
هنوز دل پاي چشمات، پاي عشقت نشسته

توي آسمون دنيا هر کسي ستاره داره
چرا وقتي نوبت ماست آسمون جايي نداره
واسه من تنهايي دردِ، درد هيچ کسو نداشتن
هر گل پژمرده اي رو تو کوير سينه کاشتن

ديگه باور کردم اين را که بايد تنها بمونم
تا دم لحظه ي مُردن شعر تنهايي بخونم

Image hosting by TinyPic

*

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:35  توسط مسعود  | 

***

شنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۸۵
فدای چشمات اگه چشمام بارونیه

فدای چشمات اگه گریم پنهونیه

فدای چشمات اگه هنوز پریشونم به خاطر تو


فدای چشمات تلخی لحظه های من

فدای چشمات لرزیدن صدای من

فدای چشمات اگه خراب و داغونم بخاطر تو

بی تو تموم میشه کارم

خیلی دوست دارم

منو نمی خوای

بی تو

تموم میشه رویام

ویرون می شه دنیام

چرا نمیای؟

بی تو

ستاره ها کورند

خاطره ها دورند

منو نمی خوای


بی تو

شبای من تاره

چشمات و کم داره

چرا نمی یای؟

بی تو تموم میشه کارم

خیلی دوست دارم

منو نمی خوای

بی تو

تموم میشه رویام

ویرون می شه دنیام

چرا نمیای؟
             
*

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 22:9  توسط مسعود  | 

***

چهارشنبه هشتم آذر ۱۳۸۵
اگه یه بار بخواهم نشان بدهم که تو را دوست دارم قلب تکه پاره ام را به تو هدیه میکنم...

قلبی که با تیغ تیز عشقت شکافته شد....

قلبی که فقط و فقط به خاطر تو تپید....

قلبی که برای من صدا کرد اما بخاطر تو تکه تکه شد...

تو را حس میکنم....صدایت را میشنوم....صدای پاهایت....صدای پاهایت را زیر شرشر باران....

                                            صدای عشقت از بین هزاران گل عاشق...

*

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 13:40  توسط مسعود  | 

***

جمعه نوزدهم آبان ۱۳۸۵

به نام آنکه اشک را آفرید تا سرزمین وداع آتش بگیرد ...

آرزوی من این است مثل یک سیم گیتار ...

زیر دست تو باشم لحظه خوش دیدار ...

*

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 12:48  توسط مسعود  | 

***

جمعه نوزدهم آبان ۱۳۸۵
 

به تو می اندیشم ...

به نرسیدن ...

به سوختن و ساختن ...

به تهاجم عشق ...

به قلب پاره من ...

*

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 12:43  توسط مسعود  | 

***

جمعه دوازدهم آبان ۱۳۸۵
چه میکنی وقتی حس گناه تمام وجودت را فرا میگیردو متولد میشود در ذهنتعبور یک حادثه؟چه میکنی وقتی محتاج میشوی به حضورش. به یک نگاهش.یک تبسم........

 

چه میکنی من فقط گریه میکنم

*

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:41  توسط مسعود  | 

***

سه شنبه دوم آبان ۱۳۸۵
 ائ بهار زند گئ ام اکنون که قلبم مالامال از غمزندگئست
اکنون که باهائم توان راه رفتن ندارد برگرد
باز هم به من ببخش احساس دوست داشتن جاودانه را
باز هم اغوش گرمت را به سوئم بگشا
باز هم شا نه هائت را مرحمئ برائم قرار بده
بگذار در اغوشت ارامش را به دست اورم
بدان که قلب من هم شکسته
بدان که روحم از همه دردها خسته شده
ائن را بدان که با امدنت غم برائ همئشه من را ترک مئ کند
بس برگرد که من به اميد ديدار تو زنده ام
*

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 17:6  توسط مسعود  | 

***

سه شنبه دوم آبان ۱۳۸۵

*

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 16:59  توسط مسعود  | 

***

پنجشنبه بیستم مهر ۱۳۸۵

*

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 23:26  توسط مسعود  | 

***

پنجشنبه بیستم مهر ۱۳۸۵
به غم كسي اسيرم كه ز من خبر ندارد
عجب از محبت من كه در او اثر ندارد
غلط است هر كه گويد دل به دل راه دارد
دل من ز غصه خون شد دل تو خبر ندارد
*

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 17:3  توسط مسعود  | 

***

پنجشنبه بیستم مهر ۱۳۸۵
عشق نمي پرسه که تو کي هستي؟
عشق فقط ميگه تو مال مني...
عشق نمي پرسه که اهل کجايي ؟
فقط ميگه تو قلب من زندگي مي کني...
عشق نمي پرسه که چي کار مي کني؟
فقط ميگه باعث ميشي قلب من به ضربان بيفته...
عشق نمي پرسه چرا دور هستي؟
فقط ميگه هميشه با مني...
عشق نمي پرسه که دوستم داري؟
فقط ميگه دوستت دارم.....

*

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 16:53  توسط مسعود  | 

***

دوشنبه هفدهم مهر ۱۳۸۵

دفترم را باز ميکنم،اولين صفحه حکايت از رفتنت دارد

به صفحات ديگر نگاه ميکنم،تمام صفحات دفتر از نبودنت،ازغم دوريت،از

چشم انتظاريم وازاميدبه بازگشت ات پر کرده ام

تنها يک برگ سفيد باقی مانده،

برگی که برای آمدنت خالی گذاشته ام....

*

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:45  توسط مسعود  | 

***

Oneline users :