با عرض سلام و فرا رسیدن سال نو بهتون تبریک میگم
اومدم بگم که بعد سالها دوباره اومدم
اومیدوارم همراهیم کنین
دوستتون دارم.
با عرض سلام و فرا رسیدن سال نو بهتون تبریک میگم
اومدم بگم که بعد سالها دوباره اومدم
اومیدوارم همراهیم کنین
دوستتون دارم.

خیلی شيرينه وقتی بدونی کسی هست که با 
ياد اون تمام لحظه های زندگيتو سپری می کنی.......
خيلی شيرينه وقتی بدونی تو این دنيا کسی 
هست که برای تو هست و تو هم برای اونی............
خيلی شيرينه که بدونی يکی هست تو اين دنيا 
که دوستت داره و ميگه تا آخرش با هات هستم........خيلی شيرينه که 


عاشق باشی.........


......اونم عاشق يه فرشته....


از در و دیوار خونه بی تو غم می باره امشب
نامه های عاشقونه همدم اشکای سردم
نیستی اما من هنوزم دنبال چشات می گردم
غم و غصه یه دنیا توی قلبم پا می ذاره
وقتی که تو خاطراتت پرسه می زنم دوباره
با صدای هق هق من می شکنه سکوت
به جز این اشکای حسرت هیشکی با من نمی مونه
توی هر قطره ی اشکم می بینم از تو نشونی
اشکا فریاد می زنن کاش بیای پیشم بمونی
رفتی اما توی اشکام تو همیشه موندگاری
همین اشکا مونده از تو واسه من یادگاری

يه مشكلي پيش اومده كه فعلا نميتونم بيام
عزيزانم منتظرم باشيد
حتما ميام
دلم براتون تنگ ميشه![]()
دل من یه روز به دریا زد ورفت...
پشت پا به رسم دنیا زد و رفت
زنده ها خیلی براش کهنه بودن...
خودشو تو مرده ها جا زد و رفت
هوای تازه دلش می خواست ....
ولی آخرش تو غبارا زد و رفت
دنبال کلید خوشبختی می گشت...
خودشم قفلی روی فقلا زد و رفت
تو همسفر طلائی خورشیدی
یک باغ پر از ستاره ی امیدی
ای کاش در آن زمان که زود می رفتی
از غربت انتظار می پرسیدی که
دوستت دارم

زيباترين حرفت را بگو… شكنجه ي پنهان سكوتت را آشكاره كن
و هراس مدار از آنكه بگويند ترانه ئي بيهوده مي خوانيد.
– چرا كه ترانه ي ما ترانه ي بيهودگي نيست…
چرا كه عشق حرفي بيهوده نيست…
حتي بگذار آفتاب نيز برنيايد به خاطر فرداي ما اگر بر ماش منتي است،
چرا كه عشق، خود فرداست خود هميشه است…!!!

وقتی که خوابی نیمه شب تو را نگاه می کنم
زیباییت را با بهار، گاه اشتباه می کنم
از شرم سر انگشت من، پیشانیت تر می شود
عطر تنت می پیچد ودنیا معطر می شود
گیسوت تابی می خورد، می لغزد از بازوی تو
از شانه جاری می شود، چون آبشاری موی تو
چون برگ گل در بسترت، می گسترانی بوی خود
من را نوازش می کنی، بر مهربان زانوی خود
آسیمه می خیزم زخواب، تو نیستی اما دگر
ای عشق من بی من کجا، تنها نرو من را ببر
من بی تو می میرم نرو، من بی تو می میرم بمان
با من بمان زین پس دگر، هر چه تو می گویی همان
در خواب آخر عشق من، در برگ گل پیچیدمت
می خوابم ای زیباترین، در خواب شاید دیدمت
می خوابم ای زیباترین در خواب شاید دیدمت
![]()
![]()






اگه بری از پیشم من فقط نگات میکنم 

تعجب نکن که چرا گریه نمی کنم!!

بی تو یک عمر فرصت برای گریستن دارم ......

اما برای تماشای تو همین یک لحظه باقیست .....!!!!

اي دلِ تنها چيه؟ چشم انتظاري
با يه لحظه، يه دم آروم نداري
مثل زمستون تو حسرتِ بهاري
بازم عشق تو خيمه زد رو خونم
بازم ياد تو آتيش زد به آشيونم
بازم بي تو بايد تنها بمونم
بيا سکوت لبهات هنوز حرمت خونه ست
پرنده دل من هنوز بي آشيونه ست
بيا پر از اميده هنوز اين دل خسته
هنوز دل پاي چشمات، پاي عشقت نشسته
توي آسمون دنيا هر کسي ستاره داره
چرا وقتي نوبت ماست آسمون جايي نداره
واسه من تنهايي دردِ، درد هيچ کسو نداشتن
هر گل پژمرده اي رو تو کوير سينه کاشتن
ديگه باور کردم اين را که بايد تنها بمونم
تا دم لحظه ي مُردن شعر تنهايي بخونم
فدای چشمات اگه چشمام بارونیهقلبی که با تیغ تیز عشقت شکافته شد....
قلبی که فقط و فقط به خاطر تو تپید....
قلبی که برای من صدا کرد اما بخاطر تو تکه تکه شد...
تو را حس میکنم....صدایت را میشنوم....صدای پاهایت....صدای پاهایت را زیر شرشر باران....
صدای عشقت از بین هزاران گل عاشق...
به نام آنکه اشک را آفرید تا سرزمین وداع آتش بگیرد ...
آرزوی من این است مثل یک سیم گیتار ...
زیر دست تو باشم لحظه خوش دیدار ...
به تو می اندیشم ...
به نرسیدن ...
به سوختن و ساختن ...
به تهاجم عشق ...
به قلب پاره من ...
چه میکنی من فقط گریه میکنم

دفترم را باز ميکنم،اولين صفحه حکايت از رفتنت دارد
به صفحات ديگر نگاه ميکنم،تمام صفحات دفتر از نبودنت،ازغم دوريت،از
چشم انتظاريم وازاميدبه بازگشت ات پر کرده ام
تنها يک برگ سفيد باقی مانده،
برگی که برای آمدنت خالی گذاشته ام.... 